تبليغاتX
تنهايي من
 
 
   
 
 


من صبورم اما . . ......

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم

یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .

من صبورم اما . . .

چقدر با همه ی عاشقیم محزونم !

و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

من صبورم اما . . .

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .

من صبورم اما . . .

                            آه . . . این بغض گران صبر نمی داند چیست !!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 
 
   
 
 


باید فراموشت کنم،چندیست تمرین می کنم

من می توانم می شود،آرام تلقین می کنم


با عکس های دیگری تا صبح صحبت می کنم

با آن اتاق خویش را،بیهوده تزئین می کنم


سخت است اما می شود، در نقش یک عاقل روم

نه شب دعایت می کنم، نه صبح نفرین می کنم


حالم نه اصلا خوب نیست،تابعد بهتر می شوم

فکری برای این دلِ تنهایِ غمگین می کنم


من می پذیرم رفته ای و برنمی گردی همین

خود را برای درک این، صدبار تحسین می کنم


از جنب و جوش افتاده ام، دیگر نمی گویم بخود

وقتی عروسی می کند،آن می کنم،این می کنم


هرچه دعا کردم نشد،شاید کسی آمین نگفت

حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم


نه اسب،نه باران، نه مرد...تنهایم و این دائمی ست

اسب حقیقت را خودم با این نشان زین می کنم


یا می برم یا باز هم،نقش شکستی تلخ را

در خاطرات سرخ خود،با رنج آذین می کنم


حالا نه تو مالِ منی،نه خواستی سهمت شوم

این مشکل من بود و هست،درعشق گلچین می کنم


کم کم ز یادت می روم،این روزگار و رسم اوست

این جمله را با تلخی اش، صدبار تضمین می کنم

 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 
 
   
 
 

 

نگاه می کند اما سرش به بالا نیست

 

نگاه مضطربش حاکی از معما نیست

 

نگاه می کندم ،عاشقم کند شاید...

 

مرا که نیمه ی قلبم هنوز پیدا نیست

 

همین دو جمله برای شروع کافی بود:

 

"عجب هوای قشنگی،بهار زیبا نیست؟

 

شنیده ام که شما شعرهای زیبایی

 

سروده اید،کمی توی شعرتان جا نیست؟

 

برای من که دلم بی بهانه می گیرد

 

بگرد توی غزل ها،ببین که حوا نیست؟

 

بگو بیاید اگر شد به پای هم یک عمر...

 

بگو که چشم حسودی ، نه...این طرف ها نیست"

 

به آسمان و زمین خیره نه...به چشمانش

 

که عشق کار دلی دوره گرد اما نیست

 

 

درون سینه اش انگار بم ترک خورده است

 

گواه عاشقی اش این سری که بالا نیست...

 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 
 
   
 
 

http://img.tebyan.net/big/1388/06/1811511491552032217511916518917114554118236203.jpg


خداحافظ ای كــــوچه پر ز دود
خداحافظ ای یاس بـــــــاغ كبود
خداحافظ ای بیت الاحـــزان یار
خداحافظ ای قبـــر پنهـــــان یار
خداحافظ ای بی وفا دوســــتان
خداحافظ ای آتش و ریســــمان
خداحافظ ای كوچه های خموش
نیارد علی نان و خرما به دوش
خداحافظ ای نان خشك و نمك
خداحافظ ای مـاجـــرای فـــدك
خداحافظ ای انــــــتظار اجــــل
خداحافظ ای زانـــــوی در بغل
خداحافظ ای خشم لــــب دوخته
خداحافظ ای خانـــه ســوختـــه
خداحافظ ای چــشم حلقه به در
یتیـــــم دوباره شـده بی پـــــدر
خـداحافــظ ای پرطنیــــن ماذنه
كه دلسنگ زشتی شكست آینه
بگـو تیـر مرغ شباهنـگ خورد
دل شیشه اش ازهمه سنگ خورد
بگو این حقیــقت به اهــل مجاز
نماز است از من نه من از نماز
بدان در دلم ، دم به دم آه بود
گواه شب و چاه من ، ماه بود
خـداحافظ ای قـلـب بـی تـاب مـن
كه شدبعد از این خاك محراب من
خـداحافظ ای نــخـل هـای فــدك
كـه بــودی بــهـانـه بــرای كـتــك
خـداحافظ ای سـیـنـه های كـبــاب
كه عالم بفرق عـلی(ع) شد خراب
خـداحافظ ای بـسـتـر غـرق خـون
خـداحافظ ای صـــورت لالـه گــون
خـداحافظ ای عـــقــدۀ در گـــلــو
كـه بـایــد شـوم بـا گــلـم روبــرو
خـداحافظ ای شهربی فـاطمه(س
شـده عـمـر غـم های من خاتمــه
خـداحافظ ای خــاطــرات عـلی(ع
كه تـیـغ جـفـا شـد برات عـلی(ع
خـداحافـظ ای كــــودكــان یــتــیـــــم
علی(ع) شد ز اشك شما دل دو نیم
خـداحافظ ای بـی كـسـان غـریـب
كه وصـل حبـیـبم مـرا شد نصیـب
خـداحافظ ای غصـه هـای علی(ع
كـه دیـگـر نـیایـد صـدای عـلـی(ع
خـــداحافـظ ای ،بیت الحزان یــار
خـــداحافـظ ای ، قبــر پنهان یــار
خداحافظ ای دوستان دشمنان
حــلالم كنیـد ای همه كوفیــان
خــداحافظـــی كرده ام با همه
كه چشم انتظارم بود فــاطمه


 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 
 
   
 
 


اگر که مانده ام اینجا برای یک نفراست


و هر چه می کشم اینجا جفای یک نفراست


درون چشم پر اشکم نمانده تصویری


درون گوش دل من صدای یک نفر است


اگرچه همچو خرابه شده دلم متروک


همین خرابه ویران سرای یک نفراست


دلم برای تپیدن بهانه می خواهد


دلم اگر که تپد در هوای یک نفراست


دگر نمانده حدیثی سخن کنم کوتاه


تمام بود و نبودم فدای یک نفراست...
 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 
 
   
 
 


غم که می‌آید در و دیوار ، شاعر می‌شود

در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود




می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی

خط‌کش و نقاله و پرگار ، شاعر می‌شود



تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی ؟

حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود



تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم

از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود



باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت ؟

تو دلت را جای من بگذار شاعر می‌شود !



گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم

از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود


نجمه زارع

 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 
 
   
 
 

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌

پیاده آمده بودم‌، پیاده خواهم رفت‌
طلسم غربتم امشب شكسته خواهد شد
و سفره‌ای كه تهی بود، بسته خواهد شد
و در حوالی شبهای عید، همسایه‌!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌!
همان غریبه كه قلك نداشت‌، خواهد رفت‌
و كودكی كه عروسك نداشت‌، خواهد رفت‌

***
منم تمام افق را به رنج گردیده‌،
منم كه هر كه مرا دیده‌، در گذر دیده‌
منم كه نانی اگر داشتم‌، از آجر بود
و سفره‌ام ـ كه نبود ـ از گرسنگی پر بود
به هرچه آینه‌، تصویری از شكست من است‌
به سنگ‌سنگ بناها، نشان دست من است‌
اگر به لطف و اگر قهر، می‌شناسندم‌
تمام مردم این شهر، می‌شناسندم‌
من ایستادم‌، اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم‌، اگر دهر ابن‌ملجم شد

***
طلسم غربتم امشب شكسته خواهد شد
و سفره‌ام كه تهی بود، بسته خواهد شد
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌
پیاده آمده بودم‌، پیاده خواهم رفت‌

***
چگونه باز نگردم‌، كه سنگرم آنجاست‌
چگونه‌؟ آه‌، مزار برادرم آنجاست‌
چگونه باز نگردم كه مسجد و محراب‌
و تیغ‌، منتظر بوسه بر سرم آنجاست‌
اقامه بود و اذان بود آنچه اینجا بود
قیام‌بستن و الله اكبرم آنجاست‌
شكسته‌بالی‌ام اینجا شكست طاقت نیست‌
كرانه‌ای كه در آن خوب می‌پرم‌، آنجاست‌
مگیر خرده كه یك پا و یك عصا دارم‌
مگیر خرده‌، كه آن پای دیگرم آنجاست‌

***
شكسته می‌گذرم امشب از كنار شما
و شرمسارم از الطاف بی‌شمار شما
من از سكوت شب سردتان خبر دارم‌
شهید داده‌ام‌، از دردتان خبر دارم‌
تو هم به‌سان من از یك ستاره سر دیدی‌
پدر ندیدی و خاكستر پدر دیدی‌
تویی كه كوچه غربت سپرده‌ای با من‌
و نعش سوخته بر شانه برده‌ای با من‌
تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم‌
تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم‌

***
اگرچه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت‌
و چند بته مستوجب درو هم داشت‌
اگرچه تلخ شد آرامش همیشه تان
اگرچه كودك من سنگ زد به شیشه تان‌
اگرچه متهم جرم مستند بودم‌
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم‌
دم سفر مپسندید ناامید مرا
ولو دروغ‌، عزیزان‌! بغل كنید مرا
تمام آنچه ندارم‌، نهاده خواهم رفت‌
پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم رفت‌
به این امام قسم‌، چیز دیگری نبرم‌
به‌جز غبار حرم‌، چیز دیگری نبرم‌
خدا زیاد كند اجر دین و دنیاتان‌
و مستجاب شود باقی دعاهاتان‌
همیشه قلك فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان ـ هر كه هست ـ آجر باد

مشهد ـ۲۷/۱/۱۳۷۰

محمد کاظم کاظیمی

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 
 
   
 
 

خميازه‌های کش‌دار، سيگار پشت سیگار
شب گوشه‌ای به ناچار، سيگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب، جان کندنش غريزیست
لعنت به اين خودآزار، سيگار پشت سیگار

پای چپ جهان را، با اره‌ای بريدن
چپ پاچه‌های شلوار، سيگار پشت سیگار
در انجماد يک تخت، این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار، سيگار پشت سیگار

بر سنگفرش کوچه، خوابیده بی‌سرانجام
این مرده کفن خوار، سيگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم، بی‌سرنشین کبودند
مردی تکيده بیزار، سيگار پشت سیگار

تصعید لاله گوش، با جيغ‌های رنگی
شک و شروع انکار، سيگار پشت سیگار
مردم از اين رهایی، در کوچه‌های بن‌بست
انگارها نه انگار، سيگار پشت سیگار

این پنچ پنجه امشب، هم خوابگان خاکند
بدرود دست و گيتار، سيگار پشت سیگار
ماسیده شد تماشا، بر میله میله پولاد
در يک تنور نمدار، سيگار پشت سیگار

صد لنز بی‌ترحم، در چشم شهر جوشید
وین شاعران بیکار، سيگار پشت سیگار
در لابلای هر متن، این صحنه تا ابد هست
مردی به حال اقرار، سيگار پشت سیگار

اسطوره‌های خاین، در لابلای تاریخ
خوابند عين کفتار، سيگار پشت سیگار
عکس تو بود و قصّه، قاب تو بود و انکار
کوبيدمش به ديوار، سيگار پشت سیگار

مبهوت رد دودم،  این شکوه‌ها قديميست
تسليم اصل تکرار، سيگار پشت سیگار
کانسرو شعر سیگار، تاریخ انقضاء خورد
سه، یک، مميز چهار، سيگار پشت سیگار

ته مانده‌های سیگار، در استکانی از چای
هاجند و واج انگار، سيگار پشت سیگار
خودکار من قدیمی‌ست، گاهی نمی‌نويسد
یک مارک بی‌خریدار، سيگار پشت سیگار

اندیشه فولادوند

 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 
 
   
 
 


جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخواد آگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندی است  که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یک سره یک ریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل  دارد

جمکران نقطه امید جهان شد که در آن

هر چه دل سمت خدا دست توسل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت تنها

تکیه بر کعبه بزن کعبه تحمل دارد

سید حمیدراضا برقه ای

 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 
 
   
 
 

رقیه بنت حسینم بهشت جای من است

منم که کرببلا مکه و منای من است

عحب بلای عظیمی به کربلا و به شام

رسید بر من و این نیز آزمای من است

پدر حسین و زینب بود عمه ام آری

به روز حشر خدا نیز خونبهای من است

خرابه و عطش و داغ و درد و سوز و فراق

د ر این میانه فقط زینب آشنای من است

اگر بود به جهان بهر هر کسی معراج

عروج من غم جانسوز و درد های من است

کبود شد بدنم زار گشت حسمم و لیک

جدایی از پدرم بدترین بلای من است

جدا ز زینب غمگین دمی نگردیدم

که این ز عهد الست است و از وفای من است

سر بریده چون دیدم تهی نمودم جان

شهید گشتم و این منصب از خدای من است

یزید مرد و فنا گشت ولیک پای بر جای

هنوز قبر من و گنبد و سرای من است

بیا به دیدنم ای شیعه و زیارت کن

که بهتر از دو جهان قبر با صفای من است

بیا و حاجت خود را زمن طلب می کن

قضای حاجت زوار در لقای من است

بکن قبول که من شافعم به روز جزا

کنم شفاعت و حق راضی از رضای من است


سید محمد علی (مهرداد) علوی

 
 
 |    نوشته شده توسط پيام
 

pctfx3.3

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین